تبلیغات
شعر - مواظب دلی که بهت دادم باش
شعر



مواظب دلی که بهت دادم باش

امشب همه چیز رو به راهه

همه چیز آروم آروم...

باورت میشه ...

دیگه یاد گرفتم شب ها بخوابم "با یه آرامبخش"

تو نگرانم نباش !!!!

همه چیز و یاد گرفتم !

راه رفتن تو این دنیا رو هم بدون تو یاد گرفتم !

یاد گرفتم كه چطوری بی صدا گریه كنم !

یاد گرفتم كه هق هق گریه هام و با بالشم بی صدا كنم !

تو نگرانم نباش !!!!

همه چیز و یاد گرفتم !

یاد گرفتم چطوری با تو باشمبدون اینكه تو باشی !

یاد گرفتم نفس بكشم بدون تو و بی یاد تو !

یاد گرفتم كه چطوری نبودنت رو با رویای با تو بودن ...

و جای خالیت و با خاطرات با تو بودن پر كنم !

تو نگرانم نباش !!!!

همه چیز و یاد گرفتم !

یاد گرفتم كه بی تو بخندم !

یاد گرفتم بی تو گریه كنم و ... بدون شونه هات !

یاد گرفتم كه دیگه عاشق نشم ...

یاد گرفتم كه دیگه دل به كسی نبندم ...

مهمتر از همه اینا یاد گرفتم كه با یادت زنده باشم و زندگی كنم ...

اما هنوز یه جیز هست كه یاد نگرفتم ...

اونم اینه كه چطوری واسه همیشه خاطراتت و از دل و ذهنم پاك كنم ...

و نمی خوامم كه هیچ وقت یاد بگیرم ...

تو نگرانم نباش !!!!فراموش كردنت و هیچ وقته هیچ وقت یاد نمی گیرم .

رو سنگ قبرم بنویس تنها ترین تنها منم

 

هرشب وقتی تنها میشم حس میکنم پیش منی


 

دوباره گریه ام میگیره انگارتو آغوش منی


 

روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمهامه


 

با اینکه نیستی پیش من انگار دستهات تو دستهامه


 

بارون میباره و تورو دوباره پیشم میبینم


 

اشک توچشهام حلقه میشه دوباره تنها میشینم


 

قول بده وقتی تنها میشم بازهم بیای کنارمن


 

شبهای جمعه که میاد بیای سر مزار من


 

 


 

دوباره باز یادچشهات زمزمه ی نبودنم


 

ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم


 

خاک سرمزار من نشونی از نبودنت


 

دستهای نامردم شهر چرا ازم ربودنت


 

 


 

بارون میباره و تورو دوباره پیشم میبینم


 

اشک توچشهام حلقه میشه دوباره تنها میشینم


 

قول بده وقتی تنها میشم بازهم بیای کنارمن


 

شبهای جمعه که میاد بیای سر مزار من


 

به زیر خاکم و هنوز نرفتی از خیال من


 

غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من


 

دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم


 

دوباره لحظه ها سپرد منو به باد رفتنم


 

بارون میباره و تورو دوباره پیشم میبینم


 

اشک توچشهام حلقه میشه دوباره تنها میشینم


 

دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم


 

هرشب وقتی تنها میشم حس میکنم پیش منی

 

دوباره گریه ام میگیره انگارتو آغوش منی


روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمهامه


با اینکه نیستی پیش من انگار دستهات تو دستهامه


بارون میباره و تورو دوباره پیشم میبینم


اشک توچشهام حلقه میشه دوباره تنها میشینم


قول بده وقتی تنها میشم بازهم بیای کنارمن


شبهای جمعه که میاد بیای سر مزار من


 


دوباره باز یادچشهات زمزمه ی نبودنم


ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم


خاک سرمزار من نشونی از نبودنت


دستهای نامردم شهر چرا ازم ربودنت


 


بارون میباره و تورو دوباره پیشم میبینم


اشک توچشهام حلقه میشه دوباره تنها میشینم


قول بده وقتی تنها میشم بازهم بیای کنارمن


شبهای جمعه که میاد بیای سر مزار من


به زیر خاکم و هنوز نرفتی از خیال من


غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من


دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم


دوباره لحظه ها سپرد منو به باد رفتنم


بارون میباره و تورو دوباره پیشم میبینم


اشک توچشهام حلقه میشه دوباره تنها میشینم


دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم


روسنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم

 

 





دوشنبه 7 اردیبهشت 1388 توسط KHATERE | نظرات ()



پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
KHATERE
اردیبهشت 1388
باید فراموشت کنم
مواظب دلی که بهت دادم باش
لیست آخرین مطالب
بازديدهاي امروز : نفر
بازديدهاي ديروز : نفر
كل بازديدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :